مشکلات سازمان ها

۵ مورد از رایج ترین مشکلات سازمان ها و روش حل آن ها

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

ایجاد یک کسب و کار عالی از هر نوع یک کار دلهره آور است، کاری که می تواند با چالش ها و مشکلات مربوط به سازمان همراه باشد. ۵ مشکلی که ما طی سال های گذشته در تجربه با مشتریان سازمانی خود پشت سر گذاشته و لمس کرده ایم، در زیر آورده شده است. مشکلات سازمان ها در بسیاری مواقع شباهت های ریشه ای قابل توجهی با هم دارند، البته همیشه نمی توان فرمول های حل مشابهی برای این مشکلات در نظر گرفت.

در ادامه با ما همراه بمانید.

مشکلات سازمان ها

۱. عدم وجود جهت مشخص

عدم جهت گیری یکی از رایج ترین مشکلات سازمانی است و از دو علت اصلی ناشی می شود:

رهبر یا رهبران به ندرت جهت یا استراتژی آگاهانه ای را برای آینده، به بحث گذاشته و یا ترسیم می کنند ، یا نمی توانند پیام منسجمی در مورد استراتژی به همه اعضای سازمان منتقل کنند. فعالیتهای زیادی برای اجرا وجود دارد و سازمان فاقد تراز مورد نیاز برای دستیابی به نیروی لازم برای کمک به سازمان در تغییر، سازگاری و شکل گیری آینده است – فعالیت هایی که رشد مداوم و طولانی مدت سازمان را تضمین می کنند. به طور خلاصه، بسیاری از عملکردها و افراد درک درستی از چگونگی تناسب آن ها یا دلیل اهمیت آنها ندارند. در نتیجه، کارکنان از خود راضی می شوند، فقط به حضور در این امر رضایت می دهند و از موقعیت فعلی خود مراقبت می کنند و امیدوارند که شخصی روی صندلی چرخدار هدایت کشتی را بر عهده داشته باشد. در مشاوره مدیریت مدرن این امر به صورت کاملا تخصصی بررسی شده و راهکارهای لازم برای رفع آن ارائه خواهد شد.

۲. مشکلات سازمان ها درایجاد یک تیم منسجم و یکپارچه

این می تواند یک چالش بزرگ باشد، صرف نظر از اینکه تیم در مجموعه اجرایی باشد، یک تیم ویژه پروژه در یک آزمایشگاه تحقیق و توسعه یا یک تیم عملیاتی در یک مرکز تولید. شخصیت افراد بسیار متفاوت است و تنوع سوابق، نظرات، دیدگاه ها و تجربیات می تواند تیم ها را با چالش روبرو کند. این مجموعه ای منحصر به فرد از مسائل و فرصت های بالقوه را ایجاد می کند.

اگر بتوانید افراد را به هم سویی وادار کنید تا از اهداف مشترک حمایت کنند، یک تیم متنوع از رهبران می توانند نتایج شگفت انگیزی را ارائه دهند، خواسته های مشتریان را بپذیرند و با تهدید رقبا مقابله کنند. با این حال، اگر رهبران در سیلوهای خود بمانند، در به اشتراک گذاشتن اطلاعات، از همکاری در مورد مشکلات مشترک امتناع ورزند، یا توانایی تفکر با ذهنیت کارآفرینی را نداشته باشند، سازمان تولید کمتری خواهد کرد.

4 مورد از مهم ترین چالش های مدیریت عامل
بخوانید

۳. عدم توسعه صلاحیت ها و رفتارهای کلیدی

در کار با سازمان ها، ما معمولاً با افراد سخت کوش مواجه می شویم. با این وجود، علیرغم تجربه در صنعت، استعداد فنی و تخصص موضوعی که بسیاری از رهبران روی میز می آورند، ایجاد یک سازمان با عملکرد بالا اغلب هنوز دور از دسترس است.

تقریباً همه کسانی که ملاقات می کنیم، از جمله رهبران ارشد، حداقل یک (و در بعضی موارد، چندین) ضعف رهبری دارند. بعضی اوقات رهبران از کاستی های رفتاری خود آگاه هستند. در موارد دیگر، آن ها نسبت به کمبودهای رهبری خود کور هستند. افراد داخل سازمان اغلب از بیان صریح آنچه که فکر می کنند می ترسند و کمک به رهبران موفق اما دارای پاشنه آشیل می تواند مشکل باشد.

هدایت و مدیریت یک سازمان وظیفه پیچیده ای است که نیاز به ترکیبی از مهارت های منحصر به فرد دارد. رهبران باید از نقاط قوت طبیعی خود استفاده کنند، اما همچنین باید بی وقفه به دنبال راه هایی برای برطرف کردن شکاف عملکردی خود و بهبود رفتار خود باشند.

بدون بهبود مستمر، توانایی های سازمان به شدت محدود می شود. به طور خلاصه، اگر رهبران به طور مداوم توان بازی خود را بالا نبرند، تمام انرژی و مشارکت کارکنان را در یک سازمان می خورند. رهبران باید دائماً از فرصت های شخصی خود برای پیشرفت آگاه باشند و در مورد آنها کار کنند.

۴. ارتباط و بازخورد ضعیف از مشکلات سازمان ها

به نظر می رسد که دو افراط در این زمینه وجود دارد: یا افراد هر کاری از دستشان بر می آید برای جلوگیری از رویارویی با دیگران و پاسخگو بودن آنها انجام می دهند یا از هر فرصتی برای جویدن کارکنان، کوچک شمردن آنها و خرد کردن روحیه آنها لذت می برند.

بررسی تیم های رهبری بی شماری نشان داده است که در آن ها مشکل شماره یک فقدان گفتگوی صادقانه، سازنده و صریح در مورد شیوه ها، سبک ها، مهارت ها یا رفتارهای اعضای تیم بوده است. بدون فرهنگ گشودگی، بازخورد و مربیگری، سازمان ها برای رشد تلاش نخواهند کرد.

ابعاد فرهنگ سازمانی
بخوانید

در حقیقت ، در کنار مورد شماره ۱ (“عدم وجود جهت واضح”) ، این تکرار پذیرترین مشکلی است که با آن روبرو می شویم. در واقع، این مسئله به قدری قابل پیش بینی، مشترک و مخرب است که ما قبل از هر کاری که با رهبران منفرد یا تیم های رهبری انجام می دهیم، مطالبی را در این زمینه تهیه می کنیم.

بسیاری از تیم ها سعی می کنند به نوعی در این مسئله اختلال ایجاد کنند، زورگویی را تحمل می کنند یا سعی می کنند آنچه دیگران از آن ها می خواهند و نیاز دارند را حدس بزنند.

کارکنان اغلب به ما می گویند که با بازگو کردن این موارد، از انتقام یا تلافی جویی می ترسند – اما واقعیت این است که رهبران نمی توانند استراتژی های خود را اجرا کنند، هزینه های کمتری داشته باشند یا در صورت عدم موفقیت در برقراری ارتباط صریح و سازنده، فرآیندها یا خدمات جدید را به طور موثر آغاز کنند، بنابراین این موضوعی است که باید بر آن غلبه کرد.

۵. عدم آگاهی

ایجاد یک سازمان مستلزم کار سخت و آگاهی دقیق از فرهنگ و محیطی است که در یک تجارت وجود دارد. بیشتر مدیران اجرایی افراد بسیار شلوغی هستند. بسیاری از چیزها توجه آنها را جلب می کند. شرایط بازار می تواند در دنیای VUCA (سرعت، عدم اطمینان، پیچیدگی و ابهام) به سرعت تغییر کند و بخشهای عظیمی از زمان یک رهبر را بخواهد. ما این را “آهن ربا” می نامیم.

متأسفانه، در حالی که آنها مشغول تمرکز بر بسیاری از عوامل غیر ضروری خود هستند، بسیاری از مدیران چشم خود را از کار تیمی بر می دارند. با به عنوان مثال در حالیکه از وجود ارتباطات نامناسب درون سازمانی رنج می برند، رهبران مشغول شناسایی افراد، جشن گرفتن پیشرفت، بررسی فرآیندها، روش ها و روش های بهتر کار کردن در قسمت ها هستند. سپس افراد از کار خود بی بهره می شوند، احساس در حاشیه بودن می کنند و تمرکز و تعهد خود را از دست می دهند.

کلام پایانی

شما چه موارد دیگری را به لیست مشکلات سازمان ها اضافه می کنید که در بررسی های صورت گرفته جای نداشته اند؟ این موارد را با ما و دیگر کاربرانی که از وبلاگ مشاوره مدیریت غزال دیدن می کنند، در میان بگذارید. همین طور می توانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

این مطالب را هم حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *