تعریف مدیریت استراتژیک

تعریف مدیریت استراتژیک به زبان ساده

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

مدیریت استراتژیک روشی است که در آن سازمان اهداف و مقاصد را تعیین کرده و شروع به برنامه ریزی و اجرای آن می‌کند. این رویه همیشه در حال تغییر است و با رشد اهداف سازمانی به مرحله بعد منتقل می‌شود. کسب و کارها برای همسو شدن با پیشرفت‌های تکنولوژیکی و جهانی سازی درگیر مدیریت استراتژیک می‌شوند. اما تعریف مدیریت استراتژیک به زبان ساده چیست؟ با غزال همراه باشید.

تعریف استراتژی توسط بزرگان حوزه مدیریت

استراتژی به معنای ساده کلمه، طرحی است که برای دستیابی به یک هدف طراحی شده است. اصطلاح استراتژی از یک کلمه یونانی Strategos گرفته شده است. در ابتدا، این کلمه از نظر علم نظامی به معنای کاری بود که یک مدیر برای جبران اقدامات واقعی یا بالقوه رقبا انجام می‌داد.

  • به گفته آلفرد دی چندلر: «استراتژی تعیین اهداف بلند مدت یک سازمان و اتخاذ دوره‌های عملیاتی و تخصیص منابع لازم برای انجام این اهداف است.»
  • به گفته کنت اندروز: «استراتژی الگوی اهداف و سیاست‌ها و برنامه‌های اصلی برای دستیابی به این اهداف است که به گونه‌ای بیان می‌شود تا تعریف گردد که سازمان قرار است در کجا باشد.»
  • به گفته ویلیام اف گلوک: «استراتژی یک طرح واحد، جامع و یکپارچه‌ای است که برای اطمینان از تحقق اهداف اساسی سازمان طراحی شده است.»
  • به گفته هنری مینتزبرگ: «استراتژی الگویی در جریان تصمیمات و اقدامات است.»

تعریف مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک فرایند شناسایی، اجرا و ارزیابی استراتژی‌ها به منظور دستیابی به اهداف سازمانی است. مدیریت استراتژیک را می‌توان هنر و دانش تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات بین عملکردی دانست که سازمان را قادر می‌سازد تا به اهداف خود برسد.

در اصل مدیریت استراتژیک، نامی است که به فرآیند برنامه ریزی در عمل اختصاص داده می‌شود. این مهم شامل ایجاد و اجرای اهداف اصلی مورد نظر یک سازمان است. در واقع مدیریت استراتژیک شامل تدوین و اجرای اهداف اصلی و ابتکاراتی است که توسط مدیران یک سازمان انجام می‌شود.

تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات موجود و استفاده خلاقانه از منابع برای تصمیم گیری‌های مهم استراتژیک ضروری هستند

تعریف مدیریت استراتژیک توسط بزرگان حوزه مدیریت

  • به گفته گلوک: «مدیریت استراتژیک نوعی تصمیمات و اقداماتی است که منجر به تدوین استراتژی‌های مؤثر برای کمک به دستیابی به اهداف سازمان می‌شود.»
  • به گفته هوفر: «مدیریت استراتژیک فرآیندی است که با توسعه استراتژی‌ها، ساختارها و سیستم‌های لازم برای دستیابی به چنین تجدید و رشد و سیستم‌های سازمانی مورد نیازی، برای مدیریت مؤثر فرآیند‌های تدوین و اجرای استراتژی، با نوسازی و رشد بنیادی سازمانی سروکار دارد.»
  • به گفته شارپلین: «مدیریت استراتژیک عبارت است از تدوین و اجرای برنامه‌ها و انجام فعالیت‌های مربوط به مواردی که برای کل سازمان از اهمیت حیاتی و فراگیری برخوردار هستند.»
  • به گفته آنسوف: «مدیریت استراتژیک یک رویکرد سیستماتیک برای یک مسئولیت مهم و فزاینده مهم مدیریت عمومی برای تعیین موقعیت و ارتباط سازمان با محیط آن است، به گونه‌ای که موفقیت مداوم آن را تضمین می‌کند و آن را از غافلگیری ایمن می‌سازد.»
  • به گفته آلفرد چندلر: «مدیریت استراتژیک مربوط به تعیین اهداف اساسی بلند مدت و اهداف یک سازمان و اتخاذ دوره‌های عملیاتی و تخصیص منابع لازم برای انجام این اهداف است.»
  • به گفته پیرس و رابینسون: «مدیریت استراتژیک مجموعه تصمیمات و اقداماتی است که منجر به تدوین و اجرای برنامه‌هایی می‌شود که برای دستیابی به اهداف سازمان طراحی شده‌اند.»
  • به گفته جانسون و شولز: «مدیریت استراتژیک شامل درک موقعیت استراتژیک سازمان‌ها، انتخاب استراتژیک برای آینده و تبدیل استراتژی به عمل است.»
  • به گفته دس، لامپکین و تیلور: «مدیریت استراتژیک شامل تجزیه و تحلیل، تصمیمات و اقداماتی است که سازمان به منظور ایجاد و حفظ مزایای رقابتی انجام می‌دهد.»
راه های افزایش انگیزه در کارکنان
بخوانید

فرآیند مدیریت استراتژیک چگونه است؟

هر سازمان موفقی باید یک استراتژی مشخص داشته باشد. استراتژی ، مسیر اقدام برای دستیابی به اهداف و منابع لازم برای انجام این اهداف را تعیین می‌کند. با پیروی از فرایند مدیریت استراتژیک، یک شرکت به راحتی می‌تواند برای موفقیت خود برنامه ریزی داشته باشد.

پنج مرحله از فرآیند مدیریت استراتژیک عبارتند از:

۱- هدف گذاری

با تعیین اهداف مشخص، چشم انداز کسب و کار خود را روشن کنید. اینکه می‌خواهیم کجا باشیم؟ این اولین سؤالی است که در یک فرآیند برنامه ریزی استراتژیک مطرح می‌شود. به عنوان مثال، چشم انداز مایکروسافت ۳۰ سال پیش، یک کامپیوتر روی هر میز بود. اهداف می‌توانند توسط بنیانگذاران و مدیران عامل یک شرکت ایجاد شده و از بالا به پایین یا با فرآیندی که شامل تمام اعضای یک سازمان باشد، ابلاغ شوند.

۲- تجزیه و تحلیل وضعیت

هنگامی که چشم انداز شرکت را تعیین کردید، اطلاعاتی جمع آوری کنید که به شما در تحقق اهداف کمک می‌کنند. یک ابزار خوب برای شروع مدیریت استراتژیک تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) می باشد که به شرح زیر است:

  • نقاط قوت: این‌ها مواردی هستند که قدرت یک سازمان را نشان می‌دهند.
  • نقاط ضعف: این‌ها چیزهایی هستند که یک سازمان فاقد آن‌ها است.
  • فرصت‌ها: فرصتی است که یک شرکت را قادر سازد در رسیدن به اهداف خود سرآمد باشد. می‌تواند منبعی برای رشد، سودآوری یا کسب مزیت رقابتی باشد.
  • تهدیدها: این‌ها عواملی هستند که می‌توانند توانایی شرکت در دستیابی به اهدافش را مهار کنند. آن‌ها مانع رشد و سودآوری و باعث از بین بردن مزیت رقابتی می‌شوند.

هنگام انجام تجزیه و تحلیل سوات، شما به عوامل خارجی (محیط کلان، صنعت، رقابت، مشتریان) و عوامل داخلی (منابع، فرهنگ، شایستگی‌ها) توجه می‌کنید. تجزیه و تحلیل خارجی با هدف شناسایی فرصت‌ها و تهدیدات در محیط انجام می‌شود. تجزیه و تحلیل داخلی نقاط قوت و ضعف سازمان را مشخص می‌کند.

۳- تدوین استراتژی

هنگامی که به قوت‌ها، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای خود پی بردید، می‌توانید استراتژی خود را ایجاد کنید. تدوین استراتژی شامل دستیابی به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت است. در این مرحله، شما باید به چهار سوال اصلی پاسخ دهید:

  • حالا کجا هستیم؟
  • تجزیه و تحلیل سوات به شما کمک می‌کند تا به این سؤال پاسخ دهید، کجا می‌خواهیم برویم؟
  • شما با ترسیم موقعیت دلخواه آینده شرکت به این پاسخ می‌دهید، چطور به آنجا برسیم؟
انواع ساختار سازمانی و فواید و معایب آنها
بخوانید

مجموعه فعالیت‌هایی را برای پیگیری جهت تحقق اهداف ارائه دهید. از سوات برای شناسایی استراتژی‌های احتمالی با استفاده از تقویت کننده‌ها، رفع نقاط ضعف، بهره برداری از فرصت‌ها و جلوگیری از تهدیدها استفاده کنید.

۴- اجرای استراتژی

پس از اتمام فرمول بندی مدیریت استراتژیک، اکنون زمان عمل است. یک استراتژی باید عملیاتی شود تا بتواند نتیجه بخش باشد، در غیر این صورت فقط یک سند است! برخی از موضوعات حساس در این مرحله شامل بسیج منابع، تجدید ساختار، تغییرات فرهنگی، تغییرات رهبری و سایر موارد هستند. برای عملیاتی کردن استراتژی جدید، باید مطمئن شوید که فعالیت‌های روزمره، تلاش‌ها و منابع کاملاً به سمت اجرای استراتژی هدایت می‌شوند. یک برنامه عملی معمول مستلزم داشتن موارد زیر است:

  • اهداف
  • فعالیت‌ها
  • دوره زمانی
  • مسئولیت فردی
  • بودجه

بنابراین، اجرای استراتژی شامل بازآفرینی و ترجمه استراتژی به بازه‌های زمانی کوتاه‌تر و مناسب‌تر برای اجرا است. فرهنگ و رهبری سازمان ممکن است تغییر کند تا با استراتژی در حال اجرا سازگار باشد.

گاهی اوقات اجرای استراتژی از سوی افراد با موانعی روبرو خواهد شد. سیستم پاداش باید با استراتژی مطابقت داشته باشد تا انگیزه اجرای آن ایجاد شود. جوایز می‌توانند انواع مختلفی مانند افزایش حقوق باشند. اقداماتی که با اجرای استراتژی سازگار هستند، باید پاداش داده شوند. چنین اقداماتی می‌توانند شامل نگرش، رفتار یا عملکردی باشند که باعث تحقق اهداف استراتژیک می‌شوند.

۵- ارزیابی استراتژی

این مرحله نهایی فرآیند مدیریت استراتژیک است. در این مرحله، استراتژی شما در حال اجرا است و شما باید اثربخشی استراتژی را اندازه گیری کرده و پیشرفت را با مقایسه برنامه با نتایج واقعی اندازه گیری کنید.

اگر سازمان به درستی اجرای استراتژی خود را انجام دهد، نتایج مطابق انتظار خواهند بود. اگر نتایج آن چیزی نباشند که برنامه ریزی شده‌اند، اجرای آن اشتباه است و باید اقدامات اصلاحی انجام شود.

در هنگام ارزیابی، نکته اصلی امکان سنجی استراتژی است. بررسی کنید آیا منابع مورد نیاز برای اجرای استراتژی در دسترس هستند و می‌توانند توسعه پیدا کنند. منابع شامل بودجه، کارکنان، زمان و اطلاعات هستند. ابزارهای مورد استفاده برای ارزیابی شامل تجزیه و تحلیل جریان وجوه نقدی، تجزیه و تحلیل رشد سریع و تجزیه و تحلیل بکارگیری منابع هستند.

کلام آخر

مدیران باید درک کاملی از مدیریت استراتژیک داشته باشند تا اهداف سازمانی را به درستی پیاده سازی کنند. آنها باید استراتژی‌های مؤثری را برای دستیابی به این اهداف، افزایش سودآوری و مزیت رقابتی تجارت یا سازمان تدوین و اجرا کنند. اگر تصمیمات استراتژیک می‌گیرید، هم برای سناریوهای قابل پیش بینی و هم برای شرایط غیر قابل پیش بینی برنامه ریزی قابل توجهی لازم است.

این مطالب را هم حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *