پنج مولفه اصلی برای تحلیل امور مالی

زمان مطالعه: ۴ دقیقه


در
اینجا ترفندهایی به شما ارائه می شود که می توانید به کمک آن ها، یک تحلیل مالی مناسب از عملکرد کسب و کار خود داشته باشید. 

سلامت مالی، یکی از بهترین شاخص های بالقوه کسب و کار شما برای رشد بلند مدت است. تجزیه و تحلیل سلامت مالی بانک مرکزی فدرال شیکاگو نشان می دهد که مدیران آگاه از امور مالی کسب و کار، دارای شرکت هایی با درآمد، سود و کارکنان بیشتر بوده و به طور کلی موفقیت بیشتری دارند.  

اولین گام برای ارتقای سواد مالی، انجام تحلیل مالی در مورد کسب و کارتان است. یک تحلیل مناسب شامل پنج حوزه کلیدی است که هر یک شامل مجموعه ای از داده ها و نسبت های خاص خود است. 

درآمد

درآمدها احتمالاً منبع اصلی وجه نقد کسب و کار شماست. کمیت، کیفیت و زمان درآمد می تواند موفقیت دراز مدت را تعیین کند.  

  • رشد درآمد (درآمد این دورهدرآمد آخرین دوره) ÷ درآمد دوره گذشته. هنگام محاسبه رشد درآمد ، درآمدهای متفرقه را که می توانند تحلیل را تحریف کنند در نظر نگیرید.  
  • مجموع درآمد (درآمد حاصل از مشتری ÷ درآمد کل). چنانچه یک مشتری واحد درصد بالایی از درآمد شما را به خود اختصاص دهد، اگر مشتری از خرید دست بکشد می تواند برای شما مشکل مالی ایجاد کند و لذا هیچ مشتری نباید بیش از ۱۰ درصد از کل درآمد شما را شامل شود.  
  • درآمد به ازای هر کارمند (درآمد ÷ متوسط تعداد کارمندان). این نسبت، بهره وری کسب و کار شما را می سنجد. هرچه نسبت بالاتر باشد، بهتر خواهد بود. بسیاری از شرکت های بسیار موفق سالانه بیش از ۱ میلیون دلار درآمد به ازای هر کارمند کسب می کنند. 

عایدی و سود

چنانچه نتوانید به طور مستمر، سود بالایی تولید کنید، ممکن است در دراز مدت کسب و کار شما با مشکل روبرو شود.  

  • حاشیه سود ناخالص (درآمدهزینه کالاهای فروخته شده) ÷ درآمد. یک حاشیه سود ناخالص سالم به شما امکان می دهد شوک های حاصل از درآمد یا هزینه کالاهای فروخته شده را بدون از دست دادن توانایی پرداخت هزینه های جاری ، خنثی کنید.  
  • حاشیه سود عملیاتی (درآمدهزینه کالای فروخته شدههزینه عملیاتی) ÷ درآمد. هزینه های عملیاتی شامل سود یا مالیات نمی شود. این امر توانایی شرکت شما در سودآوری را بدون توجه به نحوه عملیات تأمین مالی تعیین می کند (که یا بواسطه بدهی یا حقوق صاحبان سهام انجام می شود). این مقدار هرچه بالاتر باشد، بهتر است. 
  •  حاشیه سود خالص (درآمدهاهزینه کالاهای فروخته شدههزینه های عملیاتیسایر هزینه ها) ÷ درآمد. نتیجه حاصل، همان چیزی است که برای سرمایه گذاری مجدد در کسب و کار و توزیع به صاحبان به شکل سود سهام لازم است.  

بهره وری عملیاتی

  • بهره وری عملیاتی میزان استفاده شما از منابع شرکت را مورد سنجش قرار می دهد. عدم بهره وری عملیاتی منجر به سود کمتر و رشد ضعیف تر می شود.   
  • گردش حساب های دریافتنی (خالص فروش اعتباری ÷ متوسط حساب های دریافتنی). این امر نشان می دهد که تا چه اندازه اعتباری را که به مشتری می دهید مدیریت می کنید. عدد بالاتر به این معنی است که شرکت شما اعتبار را به خوبی مدیریت می کند. عدد کمتر در واقع یک زنگ خطر است که به شما هشدار می دهد چگونگی دریافت مطالبات خود از مشتریان را باید بهبود بخشید.  
  • گردش موجودی کالا (هزینه کالاهای فروخته شده ÷ متوسط موجودی). این مولفه نشان می دهد که تا چه اندازه موجودی خود را مدیریت می کنید. عدد بالاتر نشانه خوبی است. عدد کمتر به این معنی است که یا فروش خوبی ندارید یا برای سطح فعلی فروش، بیش از اندازه تولید می کنید. 

 

کارآیی و توانایی پرداخت سرمایه

کارایی و توانایی پرداخت سرمایه مورد توجه وام دهندگان و سرمایه گذاران است.  

  • بازده حقوق صاحبان سهام (درآمد خالص – حقوق صاحبان سهام). این مولفه، بازدهی است که سرمایه گذاران از کسب و کار شما ایجاد می کنند. 
  • بدهی به حقوق صاحبان سهام (بدهی ÷ حقوق صاحبان سهام). تعاریف بدهی و حقوق صاحبان سهام می تواند متفاوت باشد ، اما به طور کلی نشان می دهد که از چه میزان اهرم مالی برای کسب و کار خود استفاده می کنید. اهرم مالی نباید از آستانه کسب و کار شما بیشتر باشد.  

نقدینگی

 تحلیل نقدینگی توانایی شما در تولید پول نقد کافی برای تأمین هزینه های نقدی را نشان می دهد. هیچ مبلغی از رشد درآمد یا سود نمی تواند نقدینگی ضعیف را جبران کند. 

  • نسبت جریان (دارایی های جاری ÷ بدهی های جاری). این مورد، توانایی شما را در پرداخت تعهدات کوتاه مدت از پول نقد و سایر دارایی های جاری اندازه گیری می کند. مقدار کمتر از ۱ به این معنی است که شرکت شما منابع نقدینگی کافی برای این کار ندارد. نسبت بالای ۲ مطلوب ترین حالت است. 
  • پوشش بهره (درآمد قبل از بهره و مالیات ÷ هزینه سود). این مورد، توانایی شما را در پرداخت هزینه سود از وجه نقدی که تولید می کنید اندازه گیری می کند. مقدار کمتر از ۱.۵ باعث نگرانی وام دهندگان می شود. 

مبنای قیاس

قسمت نهایی تحلیل مالی، مبناسازی مناسب برای مقایسه است؛ بنابراین می توانید تعیین کنید که آیا عملکرد شما با معیارهای مناسب همسو است یا خیر. این امر برای هر داده منفصل و همچنین برای شرایط کلی مالی شما صدق می کند. 

اولین مبنا، بررسی گذشته شرکت شما است تا مشخص شود که آیا وضعیت مالی شما رو به بهبود است یا وخیم تر می شود. به طور معمول، عملکرد سه سال گذشته کافی است، اما اگر دسترسی به داده های قدیمی تری نیز وجود دارد، باید از آن ها استفاده کنید. نگاهی به وضعیت مالی گذشته و حال نیز به شما کمک می کند روند مالی خود را درک کنید. اگر به عنوان مثال نقدینگی به طور مستمر کاهش می یابد، می توانید دست به اعمال تغییراتی بزنید. 

مبنای دوم، رقبای مستقیم شما هستند. این امر می تواند یک مبنای واقعی و مهم را ارائه دهد. داشتن رشد ۱۰ درصدی درآمد سالانه ممکن است خوب به نظر برسد، اما اگر رقبا با رشد ۲۵ درصدی روبرو شوند، عملکرد نامطلوب شما را برجسته می کند. 

مبنای سوم و آخر، پیمان های قراردادی است. وام دهندگان ، سرمایه گذاران و مشتریان اصلی معمولاً به معیارهای عملکرد مالی خاصی نیاز دارند. دانستن نسبت های کلیدی مالی می تواند به اشخاص ثالث در محافظت از منافع خود کمک کند. 

اطلاعات مندرج در این مقاله فقط برای اهداف عمومی اطلاع رسانی و آموزشی است و به منظور استفاده در قالب استراتژی یا رویکرد مالی یا تجاری طراحی نشده است. نظرات بیان شده در مقالات تألیفی نشان دهنده نظر شخصی نویسنده است و لزوماً نمایانگر اهداف و بیانیه گروه مشاوران مدیریت غزال و هر یک از شرکت های تابعه آن نمی باشد. گروه مشاوران مدیریت غزال در قبال صحت یا قابلیت اطمینان نظرات ارائه شده در این مقاله هیچ گونه مسئولیتی ندارد.

این مطالب را هم حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *